ادامه :
در اینجا نقش معروف دوپامین با جزئیات بیشتری روشن میشود. به گفته دکتر کارداراس، هر بار که صدای اعلان، پیام یا هر محرک لذتبخش دیگری از گوشی دریافت میکنید، سامانه پاداش مزولیمبیک مغز فعال میشود و مغز تمایل پیدا میکند آن رفتاری را که این احساس خوشایند را ایجاد کرده است، دوباره تکرار کند، اما با گذشت زمان، برای دستیابی به همان میزان احساس رضایت، به محرک بیشتری نیاز پیدا میکند؛ پدیدهای که در علم اعتیاد از آن با عنوان تابآوری (Tolerance) یاد میشود. کارداراس معتقد است همانطور که در اعتیاد به مواد مخدر، افزایش آستانه تابآوری شکل میگیرد، در استفاده مداوم از صفحهنمایش نیز بهتدریج ایجاد میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که گوشیهای هوشمند را تا این اندازه اعتیادآور کرده، شیوه ارائه پاداش در آنها است. کارداراس با بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی رفتار، بیشتر فعالیتهای ما در فضای دیجیتال را به برخی دستگاههای قمار در کازینو تشبیه میکند که بر پایه الگوی پاداش متناوب عمل میکنند. در چنین الگویی، هرگز نمیدانید پاداش بعدی چه زمانی از راه میرسد: «شما نمیدانید کدام ویدیو همان ویدیویی خواهد بود که بیشترین هیجان را در شما ایجاد میکند؛ بنابراین مدام اهرم را میکشید، به این امید که سه نماد گیلاس کنار هم قرار بگیرند» و همین عنصر غیرقابلپیشبینی بودن است که افراد را به پرسه زدن بیوقفه وادار میکند.
آیا اپلیکیشنها عمدا به گونهای طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند؟
دکتر کارداراس در پاسخ به این پرسش، مسئولیت را متوجه طراحان این پلتفرمها میداند و میگوید سازندگان اپلیکیشنها از پیشرفتهترین تکنیکهای اصلاح رفتار و سیستمهای پاداش متغیر استفاده میکنند تا محصولاتشان اعتیادآور باشند. خود این طراحان نیز بارها به این موضوع اذعان کردهاند.
برای نمونه، در مستند «معضل شبکههای اجتماعی» (The Social Dilemma)، شماری از مدیران و کارکنان سابق شرکتهای بزرگ فناوری توضیح دادهاند که این محصولات از ابتدا با هدف وابسته کردن کاربران طراحی شدند و حتی برخی از آنان درباره پیامدهای این رویکرد ابراز پشیمانی کردند. بنابراین این پلتفرمها تصادفی اعتیادآور نشدهاند، بلکه آگاهانه با همین هدف طراحی شدهاند.
نشانههایی در زندگی روزمره که نشان میدهد استفاده از گوشی از حد گذشته است
به گفته کارداراس، دو نشانه بیش از همه اهمیت دارند. مورد نخست، از دست رفتن تعادل هیجانی است. به این معنی که اگر هنگام دور بودن از گوشی، حساس مضطرب یا بیقرار میشوید، این میتواند نشانهای هشداردهنده باشد. تمام شدن شارژ باتری یا جا گذاشتن گوشی در خانه هم ممکن است موجی از اضطراب یا آشفتگی در شما ایجاد کند.
نشانه دوم، رفتارهای اجباری است. این حالت زمانی بروز میکند که مثلا هنگام صرف شام یا حتی در میانه گفتگو با دیگران، تقریبا بدون آنکه آگاهانه تصمیم گرفته باشید، دستتان ناخودآگاه به سمت گوشی میرود. نقطه هشدار زمانی است که گوشی دیگر صرفا یک ابزار نباشد، بلکه به عصای روانی شما تبدیل شود. وقتی دیگر این شما نیستید که از گوشی استفاده میکنید، بلکه این گوشی است که رفتار شما را هدایت میکند، یعنی ماهیت این رابطه تغییر کرده است.
عادتهای ظاهرا بیضرری که در واقع زنگ خطرند
به گفته دکتر کارداراس، بسیاری از رفتارهایی که امروز آنها را کاملا عادی تلقی میکنیم، در واقع از نخستین نشانههای هشداردهنده اعتیاد به گوشی و فضای دیجیتالاند.
در صدر این فهرست، ساعتها پرسهزنی بیهدف و بیوقفه میان اخبار و شبکههای اجتماعی قرار دارد؛ رفتاری که به آن «پیگیری بیوقفه اخبار نگرانکننده» (doomscrolling) گفته میشود؛ یعنی پرسهزنی مداوم، بهویژه میان اخبار و مطالب نگرانکننده یا منفی، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشید.
او همچنین درباره پدیده جدیدتری نیز ابراز نگرانی میکند: وابسته شدن به چتباتهای هوش مصنوعی برای فکر کردن و تصمیم گرفتن. پژوهشهای تازه نشان میدهند حتی استفاده کوتاهمدت از ابزارهای هوش مصنوعی نیز میتواند توانایی حل مسئله و تفکر انتقادی را بهطور قابلاندازهگیری تضعیف کند. برای نمونه، در پژوهشی که در آزمایشگاه رسانهای موسسه فناوری ماساچوست انجام شد، افرادی که با کمک چتجیپیتی مقاله نوشته بودند، در مقایسه با سایر گروهها، کمترین میزان فعالیت مغزی را از خود نشان دادند و حتی در به یاد آوردن مطالبی که خود نوشته بودند، نیز با دشواری بیشتری روبهرو شدند.
کارداراس هشدار میدهد: «ممکن است تصور کنید از یک چتبات فقط برای کمک در تصمیمگیری استفاده میکنید، اما در واقع دارید اجازه میدهید توانایی تصمیمگیری شما بهتدریج تحلیل برود.»
پژوهش دیگری هم که سال ۲۰۲۵ و با مشارکت ۶۶۶ نفر انجام شد، نشان داد هرچه افراد بیشتر به ابزارهای هوش مصنوعی تکیه کنند، نمره تفکر انتقادی آنها پایینتر است. پژوهشگران این ارتباط را به پدیدهای نسبت دادند که آن را «برونسپاری شناختی» مینامند؛ یعنی سپردن بخشی از فرایندهای ذهنی و فکری به ابزارهای بیرونی.
بیشترین نگرانی برای کودکان است
قرار گرفتن طولانیمدت کودکان در معرض صفحهنمایش، هم رشد شناختی و هم خلاقیت آنها را مختل میکند، زیرا کودکان بهطور طبیعی از طریق بازیهای خیالی و تخیل، مسیرهای عصبی مرتبط با خلاقیت را در مغز خود شکل میدهند، اما هنگامی که همه تصاویر و محرکها آماده و از طریق صفحهنمایش در اختیار آنها قرار میگیرد، در واقع فرایند خلاقیت را به صفحهنمایش واگذار میکنند. در چنین شرایطی این بخش از مغز هرگز فرصت رشد کامل پیدا نمیکند و به همین دلیل بسیاری از مراجعان وابسته به فناوری افرادیاند که بهشدت فاقد قوه تخیل و کنجکاویاند.
دکتر کارداراس توضیح میدهد که کودکان و نوجوانان به این دلیل که مغزشان هنوز در حال رشد و شکلگیری است، در برابر آثار استفاده افراطی از صفحهنمایش بسیار آسیبپذیرتر از بزرگسالاناند. در واقع انعطافپذیری مغز در سالهای نخست زندگی که از یک سو فرصتی ارزشمند برای یادگیری و رشد است، آن را در برابر آقار منفی نیز آسیبپذیرتر میکند.
احساس لرزشهای خیالی و برداشتن گوشی بلافاصله پس از بیدار شدن؛ این رفتارها چه معنایی دارند؟
از نگاه دکتر کارداراس، آن لرزشهایی که گاهی احساس میکنید، در حالی که گوشی اصلا زنگ نخورده یا نلرزیده است، دست بردن ناخودآگاه به سمت گوشی بلافاصله پس از بیدار شدن، یا احساس بیقراری وقتی گوشی از دسترستان خارج است، همگی نشانههای نوعی اعتیاد به گوشیاند. او یادآور میشود که حتی اضطراب ناشی از دور بودن از گوشی نیز نام علمی دارد: نوموفوبیا (Nomophobia).
بر اساس یک مرور نظاممند و فراتحلیل که دادههای نزدیک به ۵۰ هزار نفر را بررسی کرد، حدود نیمی از افراد علائم متوسط نوموفوبیا را نشان میدهند و نزدیک به یکپنجم نیز با شکل شدید آن روبهرو هستند. بنابراین این پدیده به هیچوجه نادر نیست.
کارداراس گوشی را «سیگار عصر جدید» توصیف میکند. به گفته او، افراد هنگام اضطراب به سراغ گوشی میروند و از سوی دیگر، وقتی به گوشی دسترسی ندارند، نیز دچار اضطراب میشوند؛ چرخهای که مدام خود را بازتولید و تقویت میکند.
استفاده زیاد از صفحهنمایش چه تاثیری بر خواب، تمرکز و سلامت روان دارد؟
به گفته دکتر کارداراس، استفاده طولانیمدت از صفحهنمایش، در درازمدت میتواند به خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و سلامت روان آسیب بزند.
بخشی از این آسیب به خواب منشأ فیزیولوژیک دارد.استفاده از صفحهنمایش در ساعات پایانی روز، چشم را در معرض نور آبی قرار میدهد. نور آبی بیش از سایر طول موجهای نور، ترشح ملاتونینــ هورمونی که در تنظیم چرخه خواب نقش اساسی داردــ را سرکوب میکند و ریتم شبانهروزی بدن را بر هم میزند. در نتیجه، هم به خواب رفتن را به تاخیر میاندازد و هم کیفیت خواب را کاهش میدهد.
کارداراس همچنین معتقد است افت تمرکز و افزایش مشکلات سلامت روان نیز از پیامدهای نگرانکننده عصر دیجیتالاند. او به افزایش بیسابقه اضطراب، افسردگی، خودآزاری و افکار خودکشی در نوجوانان اشاره میکند و آن را با گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی مرتبط میداند.
البته او تنها کسی نیست که چنین ارتباطی را مطرح میکند. بررسی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC) هم نشان میدهد که در دهه گذشته، شمار دختران نوجوانی که از احساس مداوم غم یا ناامیدی خبر دادهاند، بهطور چشمگیری افزایش یافته است. با این حال، جامعه علمی هنوز بر سر میزان سهم صفحهنمایشها در بروز این بحران اتفاقنظر ندارد، هرچند این همبستگی، این موضوع را به یکی از محورهای اصلی بحثهای سلامت عمومی تبدیل کرده است.
چرا محدودیت زمانی برای استفاده از گوشی یا اپلیکیشنها معمولا موثر نیست؟
اگر تا به حال برای خود محدودیت زمانی استفاده از یک اپلیکیشن تعیین کردهاید، اما پس از چند روز آن را نادیده گرفتهاید، دکتر کارداراس برایتان یک تشبیه دارد. او میگوید تلاش برای درمان اعتیاد به صفحهنمایش با استفاده از زمانسنجها و محدودیتهای نرمافزاری مانند این است که بخواهید اعتیاد به الکل را فقط با قفل کردن در کابینت مشروبها درمان کنید، اما همانطور که اعتیاد به الکل با قفل کردن کابینت مشروب درمان نمیشود، تلاش برای حل اعتیاد دیجیتال تنها از طریق محدود کردن زمان استفاده هم در واقع برداشتی نادرست از اصل مسئله است.
از نظر او، عامل تعیینکننده، وضعیت روانی و کیفیت زندگی فرد است. کسی که مشکل اضطراب، افسردگی یا احساس خلأ دارد، بسیار بیشتر در معرض کشش و جذابیت صفحهنمایش قرار دارد. بنابراین، راهحل پایدار، ساختن یک زندگی غنیتر و رضایتبخشتر است که در آن طبیعت، روابط سالم، سرگرمیهای واقعی و فعالیتهای غیردیجیتال جایگاه پررنگتری داشته باشند.
هرچه این جنبههای زندگی تقویت شوند، قدرت وسوسهانگیز گوشی به همان نسبت کاهش مییابد.
برای بازپس گرفتن تمرکز، از کجا باید شروع کرد؟
نخستین توصیه دکتر کارداراس، راهکاری قاطع است: یک دوره «سمزدایی دیجیتال»، یعنی کنار گذاشتن کامل وسایل دیجیتال برای مدتی مشخص. البته او میپذیرد که اجرای چنین کاری برای بسیاری از افراد دشوار است. به همین دلیل، راهکار سادهتر دیگری نیز پیشنهاد میکند: هفتهای یک روز را کاملا بدون وسایل دیجیتال سپری کنید. همین یک روز فاصله گرفتن از صفحهنمایش میتواند فرصتی برای تنظیم دوباره شیمی مغز و بازتنظیم دستگاه عصبی مرکزی فراهم کند.
به جای آن، روی چمنها راه بروید، بوی گلها را استشمام کنید، با یک دوست گفتوگو کنید و فعالیتهایی را پیدا کنید که بدون نیاز به صفحهنمایش، احساس لذت و انگیزه را در شما برمیانگیزند. هدف از این کار دوباره کشف کردن دنیای واقعی و آموزش دوباره مغز است تا یاد بگیرد منابع لذت و پاداش را در جهان پیرامون و نه فقط در صفحهنمایش، پیدا کند.
نکته پایانی اینکه تاثیر فناوری را بر زندگیتان را دستکم نگیرید و فراموش نکنید که در سیلیکونولی آمریکا، هزاران نفر از باهوشترین متخصصان سالها از عمر حرفهای خود را صرف طراحی پلتفرمهایی کردهاند که تا حد امکان اعتیادآور باشند و بتوانند توجه کاربران را به کالا و منبع درآمد تبدیل کنند.
کارداراس امیدوار است آگاهی از این واقعیت دستکم اندکی خشم در مخاطبان ایجاد کند، زیرا به باور او، همین خشم میتواند نیروی محرکهای باشد که افراد را به مقاومت در برابر آنچه او «آغوش گرم وسایل دیجیتال» مینامد، وادار کند.
منبع : ایندیپندنت فارسی
در اینجا نقش معروف دوپامین با جزئیات بیشتری روشن میشود. به گفته دکتر کارداراس، هر بار که صدای اعلان، پیام یا هر محرک لذتبخش دیگری از گوشی دریافت میکنید، سامانه پاداش مزولیمبیک مغز فعال میشود و مغز تمایل پیدا میکند آن رفتاری را که این احساس خوشایند را ایجاد کرده است، دوباره تکرار کند، اما با گذشت زمان، برای دستیابی به همان میزان احساس رضایت، به محرک بیشتری نیاز پیدا میکند؛ پدیدهای که در علم اعتیاد از آن با عنوان تابآوری (Tolerance) یاد میشود. کارداراس معتقد است همانطور که در اعتیاد به مواد مخدر، افزایش آستانه تابآوری شکل میگیرد، در استفاده مداوم از صفحهنمایش نیز بهتدریج ایجاد میشود.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که گوشیهای هوشمند را تا این اندازه اعتیادآور کرده، شیوه ارائه پاداش در آنها است. کارداراس با بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی رفتار، بیشتر فعالیتهای ما در فضای دیجیتال را به برخی دستگاههای قمار در کازینو تشبیه میکند که بر پایه الگوی پاداش متناوب عمل میکنند. در چنین الگویی، هرگز نمیدانید پاداش بعدی چه زمانی از راه میرسد: «شما نمیدانید کدام ویدیو همان ویدیویی خواهد بود که بیشترین هیجان را در شما ایجاد میکند؛ بنابراین مدام اهرم را میکشید، به این امید که سه نماد گیلاس کنار هم قرار بگیرند» و همین عنصر غیرقابلپیشبینی بودن است که افراد را به پرسه زدن بیوقفه وادار میکند.
آیا اپلیکیشنها عمدا به گونهای طراحی شدهاند که اعتیادآور باشند؟
دکتر کارداراس در پاسخ به این پرسش، مسئولیت را متوجه طراحان این پلتفرمها میداند و میگوید سازندگان اپلیکیشنها از پیشرفتهترین تکنیکهای اصلاح رفتار و سیستمهای پاداش متغیر استفاده میکنند تا محصولاتشان اعتیادآور باشند. خود این طراحان نیز بارها به این موضوع اذعان کردهاند.
برای نمونه، در مستند «معضل شبکههای اجتماعی» (The Social Dilemma)، شماری از مدیران و کارکنان سابق شرکتهای بزرگ فناوری توضیح دادهاند که این محصولات از ابتدا با هدف وابسته کردن کاربران طراحی شدند و حتی برخی از آنان درباره پیامدهای این رویکرد ابراز پشیمانی کردند. بنابراین این پلتفرمها تصادفی اعتیادآور نشدهاند، بلکه آگاهانه با همین هدف طراحی شدهاند.
نشانههایی در زندگی روزمره که نشان میدهد استفاده از گوشی از حد گذشته است
به گفته کارداراس، دو نشانه بیش از همه اهمیت دارند. مورد نخست، از دست رفتن تعادل هیجانی است. به این معنی که اگر هنگام دور بودن از گوشی، حساس مضطرب یا بیقرار میشوید، این میتواند نشانهای هشداردهنده باشد. تمام شدن شارژ باتری یا جا گذاشتن گوشی در خانه هم ممکن است موجی از اضطراب یا آشفتگی در شما ایجاد کند.
نشانه دوم، رفتارهای اجباری است. این حالت زمانی بروز میکند که مثلا هنگام صرف شام یا حتی در میانه گفتگو با دیگران، تقریبا بدون آنکه آگاهانه تصمیم گرفته باشید، دستتان ناخودآگاه به سمت گوشی میرود. نقطه هشدار زمانی است که گوشی دیگر صرفا یک ابزار نباشد، بلکه به عصای روانی شما تبدیل شود. وقتی دیگر این شما نیستید که از گوشی استفاده میکنید، بلکه این گوشی است که رفتار شما را هدایت میکند، یعنی ماهیت این رابطه تغییر کرده است.
عادتهای ظاهرا بیضرری که در واقع زنگ خطرند
به گفته دکتر کارداراس، بسیاری از رفتارهایی که امروز آنها را کاملا عادی تلقی میکنیم، در واقع از نخستین نشانههای هشداردهنده اعتیاد به گوشی و فضای دیجیتالاند.
در صدر این فهرست، ساعتها پرسهزنی بیهدف و بیوقفه میان اخبار و شبکههای اجتماعی قرار دارد؛ رفتاری که به آن «پیگیری بیوقفه اخبار نگرانکننده» (doomscrolling) گفته میشود؛ یعنی پرسهزنی مداوم، بهویژه میان اخبار و مطالب نگرانکننده یا منفی، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشید.
او همچنین درباره پدیده جدیدتری نیز ابراز نگرانی میکند: وابسته شدن به چتباتهای هوش مصنوعی برای فکر کردن و تصمیم گرفتن. پژوهشهای تازه نشان میدهند حتی استفاده کوتاهمدت از ابزارهای هوش مصنوعی نیز میتواند توانایی حل مسئله و تفکر انتقادی را بهطور قابلاندازهگیری تضعیف کند. برای نمونه، در پژوهشی که در آزمایشگاه رسانهای موسسه فناوری ماساچوست انجام شد، افرادی که با کمک چتجیپیتی مقاله نوشته بودند، در مقایسه با سایر گروهها، کمترین میزان فعالیت مغزی را از خود نشان دادند و حتی در به یاد آوردن مطالبی که خود نوشته بودند، نیز با دشواری بیشتری روبهرو شدند.
کارداراس هشدار میدهد: «ممکن است تصور کنید از یک چتبات فقط برای کمک در تصمیمگیری استفاده میکنید، اما در واقع دارید اجازه میدهید توانایی تصمیمگیری شما بهتدریج تحلیل برود.»
پژوهش دیگری هم که سال ۲۰۲۵ و با مشارکت ۶۶۶ نفر انجام شد، نشان داد هرچه افراد بیشتر به ابزارهای هوش مصنوعی تکیه کنند، نمره تفکر انتقادی آنها پایینتر است. پژوهشگران این ارتباط را به پدیدهای نسبت دادند که آن را «برونسپاری شناختی» مینامند؛ یعنی سپردن بخشی از فرایندهای ذهنی و فکری به ابزارهای بیرونی.
بیشترین نگرانی برای کودکان است
قرار گرفتن طولانیمدت کودکان در معرض صفحهنمایش، هم رشد شناختی و هم خلاقیت آنها را مختل میکند، زیرا کودکان بهطور طبیعی از طریق بازیهای خیالی و تخیل، مسیرهای عصبی مرتبط با خلاقیت را در مغز خود شکل میدهند، اما هنگامی که همه تصاویر و محرکها آماده و از طریق صفحهنمایش در اختیار آنها قرار میگیرد، در واقع فرایند خلاقیت را به صفحهنمایش واگذار میکنند. در چنین شرایطی این بخش از مغز هرگز فرصت رشد کامل پیدا نمیکند و به همین دلیل بسیاری از مراجعان وابسته به فناوری افرادیاند که بهشدت فاقد قوه تخیل و کنجکاویاند.
دکتر کارداراس توضیح میدهد که کودکان و نوجوانان به این دلیل که مغزشان هنوز در حال رشد و شکلگیری است، در برابر آثار استفاده افراطی از صفحهنمایش بسیار آسیبپذیرتر از بزرگسالاناند. در واقع انعطافپذیری مغز در سالهای نخست زندگی که از یک سو فرصتی ارزشمند برای یادگیری و رشد است، آن را در برابر آقار منفی نیز آسیبپذیرتر میکند.
احساس لرزشهای خیالی و برداشتن گوشی بلافاصله پس از بیدار شدن؛ این رفتارها چه معنایی دارند؟
از نگاه دکتر کارداراس، آن لرزشهایی که گاهی احساس میکنید، در حالی که گوشی اصلا زنگ نخورده یا نلرزیده است، دست بردن ناخودآگاه به سمت گوشی بلافاصله پس از بیدار شدن، یا احساس بیقراری وقتی گوشی از دسترستان خارج است، همگی نشانههای نوعی اعتیاد به گوشیاند. او یادآور میشود که حتی اضطراب ناشی از دور بودن از گوشی نیز نام علمی دارد: نوموفوبیا (Nomophobia).
بر اساس یک مرور نظاممند و فراتحلیل که دادههای نزدیک به ۵۰ هزار نفر را بررسی کرد، حدود نیمی از افراد علائم متوسط نوموفوبیا را نشان میدهند و نزدیک به یکپنجم نیز با شکل شدید آن روبهرو هستند. بنابراین این پدیده به هیچوجه نادر نیست.
کارداراس گوشی را «سیگار عصر جدید» توصیف میکند. به گفته او، افراد هنگام اضطراب به سراغ گوشی میروند و از سوی دیگر، وقتی به گوشی دسترسی ندارند، نیز دچار اضطراب میشوند؛ چرخهای که مدام خود را بازتولید و تقویت میکند.
استفاده زیاد از صفحهنمایش چه تاثیری بر خواب، تمرکز و سلامت روان دارد؟
به گفته دکتر کارداراس، استفاده طولانیمدت از صفحهنمایش، در درازمدت میتواند به خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و سلامت روان آسیب بزند.
بخشی از این آسیب به خواب منشأ فیزیولوژیک دارد.استفاده از صفحهنمایش در ساعات پایانی روز، چشم را در معرض نور آبی قرار میدهد. نور آبی بیش از سایر طول موجهای نور، ترشح ملاتونینــ هورمونی که در تنظیم چرخه خواب نقش اساسی داردــ را سرکوب میکند و ریتم شبانهروزی بدن را بر هم میزند. در نتیجه، هم به خواب رفتن را به تاخیر میاندازد و هم کیفیت خواب را کاهش میدهد.
کارداراس همچنین معتقد است افت تمرکز و افزایش مشکلات سلامت روان نیز از پیامدهای نگرانکننده عصر دیجیتالاند. او به افزایش بیسابقه اضطراب، افسردگی، خودآزاری و افکار خودکشی در نوجوانان اشاره میکند و آن را با گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی مرتبط میداند.
البته او تنها کسی نیست که چنین ارتباطی را مطرح میکند. بررسی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC) هم نشان میدهد که در دهه گذشته، شمار دختران نوجوانی که از احساس مداوم غم یا ناامیدی خبر دادهاند، بهطور چشمگیری افزایش یافته است. با این حال، جامعه علمی هنوز بر سر میزان سهم صفحهنمایشها در بروز این بحران اتفاقنظر ندارد، هرچند این همبستگی، این موضوع را به یکی از محورهای اصلی بحثهای سلامت عمومی تبدیل کرده است.
چرا محدودیت زمانی برای استفاده از گوشی یا اپلیکیشنها معمولا موثر نیست؟
اگر تا به حال برای خود محدودیت زمانی استفاده از یک اپلیکیشن تعیین کردهاید، اما پس از چند روز آن را نادیده گرفتهاید، دکتر کارداراس برایتان یک تشبیه دارد. او میگوید تلاش برای درمان اعتیاد به صفحهنمایش با استفاده از زمانسنجها و محدودیتهای نرمافزاری مانند این است که بخواهید اعتیاد به الکل را فقط با قفل کردن در کابینت مشروبها درمان کنید، اما همانطور که اعتیاد به الکل با قفل کردن کابینت مشروب درمان نمیشود، تلاش برای حل اعتیاد دیجیتال تنها از طریق محدود کردن زمان استفاده هم در واقع برداشتی نادرست از اصل مسئله است.
از نظر او، عامل تعیینکننده، وضعیت روانی و کیفیت زندگی فرد است. کسی که مشکل اضطراب، افسردگی یا احساس خلأ دارد، بسیار بیشتر در معرض کشش و جذابیت صفحهنمایش قرار دارد. بنابراین، راهحل پایدار، ساختن یک زندگی غنیتر و رضایتبخشتر است که در آن طبیعت، روابط سالم، سرگرمیهای واقعی و فعالیتهای غیردیجیتال جایگاه پررنگتری داشته باشند.
هرچه این جنبههای زندگی تقویت شوند، قدرت وسوسهانگیز گوشی به همان نسبت کاهش مییابد.
برای بازپس گرفتن تمرکز، از کجا باید شروع کرد؟
نخستین توصیه دکتر کارداراس، راهکاری قاطع است: یک دوره «سمزدایی دیجیتال»، یعنی کنار گذاشتن کامل وسایل دیجیتال برای مدتی مشخص. البته او میپذیرد که اجرای چنین کاری برای بسیاری از افراد دشوار است. به همین دلیل، راهکار سادهتر دیگری نیز پیشنهاد میکند: هفتهای یک روز را کاملا بدون وسایل دیجیتال سپری کنید. همین یک روز فاصله گرفتن از صفحهنمایش میتواند فرصتی برای تنظیم دوباره شیمی مغز و بازتنظیم دستگاه عصبی مرکزی فراهم کند.
به جای آن، روی چمنها راه بروید، بوی گلها را استشمام کنید، با یک دوست گفتوگو کنید و فعالیتهایی را پیدا کنید که بدون نیاز به صفحهنمایش، احساس لذت و انگیزه را در شما برمیانگیزند. هدف از این کار دوباره کشف کردن دنیای واقعی و آموزش دوباره مغز است تا یاد بگیرد منابع لذت و پاداش را در جهان پیرامون و نه فقط در صفحهنمایش، پیدا کند.
نکته پایانی اینکه تاثیر فناوری را بر زندگیتان را دستکم نگیرید و فراموش نکنید که در سیلیکونولی آمریکا، هزاران نفر از باهوشترین متخصصان سالها از عمر حرفهای خود را صرف طراحی پلتفرمهایی کردهاند که تا حد امکان اعتیادآور باشند و بتوانند توجه کاربران را به کالا و منبع درآمد تبدیل کنند.
کارداراس امیدوار است آگاهی از این واقعیت دستکم اندکی خشم در مخاطبان ایجاد کند، زیرا به باور او، همین خشم میتواند نیروی محرکهای باشد که افراد را به مقاومت در برابر آنچه او «آغوش گرم وسایل دیجیتال» مینامد، وادار کند.
منبع : ایندیپندنت فارسی
تائید شده توسط مدیر سایت

